چند لحظه صبر کنید...
آهنگ کودکانه شاا دودی دودی دم دم
مترو آمد، سوار شدم
لواشک فروش رد میشد
لواشک هایی ۱۰ تایی داشت، ۲۰ هزارتومان.
از همانهایی که عکس جومونگ داشت ۱۴،۱۵ سال پیش.
دختر خانمی پرسید کارتخوان دارید، گفت بله و یک بسته لواشک خرید.
مردی که سن و سالی به خود دیده بود، احساس آشنایی کرد با لواشکفروش و گفت شما همونید که راه آهن بودید، گفت بله. دوباره پرسید ویفر میفروختید قبلا، گفت بله میفروختم، الآن دیگه نمیصرفه، ۱۰ تومن شده ۱۰۰ تومن. مشتری نداره. سود نداره. بیشتر گرم گرفتند..
لواشک فروش تعریف میکرد که همه مون برشکست شدیم، ۳ تا از بچه ها خودکشی کردند. برایم عجیب این بود که با ناراحتی زیادی این حرف ها رو نمیزد.
لواشک فروش کارت کشید و پیاده شد و رفت.
پیرمرد به فکر فرو رفته بود. به خانم کناریش گفت شما پرنده ی زخمی ندیدید تو خیابون برش دارید ببرید خونه ؟!
خانم گفت نه
دوباره گفت اگه برداشتید حتما جایی در بالای خونه بزاریدش.
خانم گفت نه. خیلی چندشم میشه و میترسم.
پیرمرد دیگر چیزی نگفت. فهمیده بود تمایلی به ادامه این گفت و گو ندارد خانم کناردستی اش. چند ۱۰ ثانیه ای ساکت بود و دوباره چند کلمه ای صحبت کرد و واکنشی از اطرافیان ندید. ساکت شد.
هنوز غرق در فکر بود و سر در گریبان.
#مستند
لواشک فروش رد میشد
لواشک هایی ۱۰ تایی داشت، ۲۰ هزارتومان.
از همانهایی که عکس جومونگ داشت ۱۴،۱۵ سال پیش.
دختر خانمی پرسید کارتخوان دارید، گفت بله و یک بسته لواشک خرید.
مردی که سن و سالی به خود دیده بود، احساس آشنایی کرد با لواشکفروش و گفت شما همونید که راه آهن بودید، گفت بله. دوباره پرسید ویفر میفروختید قبلا، گفت بله میفروختم، الآن دیگه نمیصرفه، ۱۰ تومن شده ۱۰۰ تومن. مشتری نداره. سود نداره. بیشتر گرم گرفتند..
لواشک فروش تعریف میکرد که همه مون برشکست شدیم، ۳ تا از بچه ها خودکشی کردند. برایم عجیب این بود که با ناراحتی زیادی این حرف ها رو نمیزد.
لواشک فروش کارت کشید و پیاده شد و رفت.
پیرمرد به فکر فرو رفته بود. به خانم کناریش گفت شما پرنده ی زخمی ندیدید تو خیابون برش دارید ببرید خونه ؟!
خانم گفت نه
دوباره گفت اگه برداشتید حتما جایی در بالای خونه بزاریدش.
خانم گفت نه. خیلی چندشم میشه و میترسم.
پیرمرد دیگر چیزی نگفت. فهمیده بود تمایلی به ادامه این گفت و گو ندارد خانم کناردستی اش. چند ۱۰ ثانیه ای ساکت بود و دوباره چند کلمه ای صحبت کرد و واکنشی از اطرافیان ندید. ساکت شد.
هنوز غرق در فکر بود و سر در گریبان.
#مستند
- 🙈
- 🙉
- 🙊
- 💛
- ❤
- 💔
- 💯
- 💢
- ✋
- ✌
- 👍
- 👎
- ✊
- 👏
- 👈
- 👉
- 🙏
- 💪
- 🎬
- 🐥
- 🌹
- 🍁
- 🍉
- 🍕
- 🍳
- 🎂
- 🎈
- ☕
- 🌍
- 💩
- 🚗
- ⏰
- ☔
- 📙
- ⭐
- 😀
- 😂
- 😉
- 😊
- 😍
- 😘
- 💋
- 😋
- 😜
- 👀
- 😐
- 😕
- 😎
- 😌
- 😒
- 😬
- 😔
- 😢
- 😭
- 😷
- 😎
- 😨
- 😱
- 😡
- 😠
😊
مشاهده نظرات
X
این ویدیو
گزارش تخلف
×در صورتیکه توضیحی در مورد گزارش تخلف دارید در کادر زیر بنویسید
افزودن به لیست پخش
×دانلود اپلیکیشن فیلو
×برای دانلود این ویدیو، اپلیکیشن فیلو را از مارکت ها یا بصورت مستقیم نصب کنید.
در صورتی که اپلیکیشن فیلو را نصب کرده اید؛ برای تماشا یا دانلود این ویدیو وارد اپلیکیشن شده، از منو گزینه اسکن را انتخاب کرده و کد زیر را اسکن کنید.