چند لحظه صبر کنید...
علی عبدالمالکی (حلالت کردم)همراه با دلنوشته های بی پایانم...
خدامیدانست
او آنقدر برایم عزیز است
که حتی
لبخند کوتاهش میتوانست
روزهای سرد و خاموشم را
دوباره روشن کند
اما وقتی فهمیدم
بودنم برای او باری شده
وقتی دیدم
حضورم
دیگر لبخندی بر لبانش نمیآورد
بلکه
چشمهایش را پر از نگرانی میکند
انگار تمام دنیایم
آرزوهایم
برنامه هایم
تمام آن چیزی که قلبم میخواست
بااوتجربه کنم
تمامش
به یک باره فرو ریخت
چه سخت است
وقتی عاشقانه کسی را دوست داری
اما
ناخواسته باعث ناراحتیاش میشوی
چه درد غریبی دارد
زمانیکه حس کنی هر حرف و نگاهی
سنگینی است
بر دوش کسی که تمام وجودت برایش میتپد
من
آن روز چمدانم را بستم
نه برای سفری کوتاه
نه برای دور شدن چند روزه
بلکه
برای همیشه
تصمیم را گرفتم
برای راحتی او
برای آرامش دلش
تااوراحت زندگی کند
تاحالش پیش دیگری
برای همیشه خوب باشد
دیگر چه میخواستم
وقتی حقیقت رابه من گفت
من فهمیدم
خواستم
دیگر هرگز نباشم
سایهای شدم آرام ازکنارش رفتم
رفتم
تا هیچ ردپایی دیگر از من باقی نماند
تا دیگر هیچ پیگیریام
هیچ دغدغهام
هیچ نگرانی هایم که تمامش برای اوبود
هیچ تماسی که شاید تحملش سخت باشد
هیچ پیغامی از جانب من
هرگز باعث آزارش نشود
من سالها بود که با غم ندیدنش
باغم دوری او
باتمام چشم انتظاری هایم
با تحمل سخت تمام دلتنگی هایم که شب روز
تنها فقط برای اوبود
بازهم به پایش مانده بودم
فکرمیکردم برمیگردد
تادستانم رادوباره محکم دردستانش بگیرد
فکرمیکردم قرار است
خانه ی امیدی که ویران شده بود
دراثر جدایی دستهایمان ازیک دیگر
دوباره ازنو باهم بسازیم
باپایه هایی محکم تر ازجنس فولاد
تاحتی طوفان هم نتواند اورا خراب کند
من که گفته بودم
تاهرکجاکه اوبخواهد
من هستم
چه میدانستم
که همش یک رویا بود
من بخاطر او ازهمه چیز گذشتم
برای همیشه
نبودنم کنار اورا انتخاب کردم
من
رفتنم را به ماندن ترجیح دادم
چون
دوست داشتنم دیگر برایش درد شده بود
...
#موسیقی#علی_عبدالمالکی#آهنگ#موسیقی_غمگین
#غمگین
او آنقدر برایم عزیز است
که حتی
لبخند کوتاهش میتوانست
روزهای سرد و خاموشم را
دوباره روشن کند
اما وقتی فهمیدم
بودنم برای او باری شده
وقتی دیدم
حضورم
دیگر لبخندی بر لبانش نمیآورد
بلکه
چشمهایش را پر از نگرانی میکند
انگار تمام دنیایم
آرزوهایم
برنامه هایم
تمام آن چیزی که قلبم میخواست
بااوتجربه کنم
تمامش
به یک باره فرو ریخت
چه سخت است
وقتی عاشقانه کسی را دوست داری
اما
ناخواسته باعث ناراحتیاش میشوی
چه درد غریبی دارد
زمانیکه حس کنی هر حرف و نگاهی
سنگینی است
بر دوش کسی که تمام وجودت برایش میتپد
من
آن روز چمدانم را بستم
نه برای سفری کوتاه
نه برای دور شدن چند روزه
بلکه
برای همیشه
تصمیم را گرفتم
برای راحتی او
برای آرامش دلش
تااوراحت زندگی کند
تاحالش پیش دیگری
برای همیشه خوب باشد
دیگر چه میخواستم
وقتی حقیقت رابه من گفت
من فهمیدم
خواستم
دیگر هرگز نباشم
سایهای شدم آرام ازکنارش رفتم
رفتم
تا هیچ ردپایی دیگر از من باقی نماند
تا دیگر هیچ پیگیریام
هیچ دغدغهام
هیچ نگرانی هایم که تمامش برای اوبود
هیچ تماسی که شاید تحملش سخت باشد
هیچ پیغامی از جانب من
هرگز باعث آزارش نشود
من سالها بود که با غم ندیدنش
باغم دوری او
باتمام چشم انتظاری هایم
با تحمل سخت تمام دلتنگی هایم که شب روز
تنها فقط برای اوبود
بازهم به پایش مانده بودم
فکرمیکردم برمیگردد
تادستانم رادوباره محکم دردستانش بگیرد
فکرمیکردم قرار است
خانه ی امیدی که ویران شده بود
دراثر جدایی دستهایمان ازیک دیگر
دوباره ازنو باهم بسازیم
باپایه هایی محکم تر ازجنس فولاد
تاحتی طوفان هم نتواند اورا خراب کند
من که گفته بودم
تاهرکجاکه اوبخواهد
من هستم
چه میدانستم
که همش یک رویا بود
من بخاطر او ازهمه چیز گذشتم
برای همیشه
نبودنم کنار اورا انتخاب کردم
من
رفتنم را به ماندن ترجیح دادم
چون
دوست داشتنم دیگر برایش درد شده بود
...
#موسیقی#علی_عبدالمالکی#آهنگ#موسیقی_غمگین
#غمگین
- 🙈
- 🙉
- 🙊
- 💛
- ❤
- 💔
- 💯
- 💢
- ✋
- ✌
- 👍
- 👎
- ✊
- 👏
- 👈
- 👉
- 🙏
- 💪
- 🎬
- 🐥
- 🌹
- 🍁
- 🍉
- 🍕
- 🍳
- 🎂
- 🎈
- ☕
- 🌍
- 💩
- 🚗
- ⏰
- ☔
- 📙
- ⭐
- 😀
- 😂
- 😉
- 😊
- 😍
- 😘
- 💋
- 😋
- 😜
- 👀
- 😐
- 😕
- 😎
- 😌
- 😒
- 😬
- 😔
- 😢
- 😭
- 😷
- 😎
- 😨
- 😱
- 😡
- 😠
😊
مشاهده نظرات
X
این ویدیو
گزارش تخلف
×در صورتیکه توضیحی در مورد گزارش تخلف دارید در کادر زیر بنویسید
افزودن به لیست پخش
×دانلود اپلیکیشن فیلو
×برای دانلود این ویدیو، اپلیکیشن فیلو را از مارکت ها یا بصورت مستقیم نصب کنید.
در صورتی که اپلیکیشن فیلو را نصب کرده اید؛ برای تماشا یا دانلود این ویدیو وارد اپلیکیشن شده، از منو گزینه اسکن را انتخاب کرده و کد زیر را اسکن کنید.