فیلترشکن فعاله فیلترشکن فعاله

داستان بازی شطرنج و....

این بار داستان شطرنج و تخته نرد را در قالب موسیقی‌ هندی روایت شده، چرا که، فضای داستان با این قالب انطباق‌پذیر بود.

در این تلاش از ابیات شاهنامه به صورت مستقیم استفاده نشده و به دلیل محدودیت زمان از بیان برخی جزئیات صرف نظر شد. امید است که این بهانه‌ای برای خواندن داستان از شاهنامه شود:
امکان مشاهده لینک های تایید نشده وجود ندارد!

در اصل متن شاهنامه چنین روایت شده‌است که یک روز فرستاده‌ای از هند با گنج و هدیه‌ی بسیار به تیسفون، پایتخت انوشیروان، آمد و نامه‌ی رای (حاکم) هند و تخته‌ی شطرنج و مهره‌های آن را به پادشاه ایران داد و گفت رای هند گفته اگر بزرگان ایران راز این شطرنج را دریابند باج و خراج را مانند گذشته به ایران می‌پردازد ولی اگر راز کشف نشود به آن معناست که بزرگان هند از ایران باخردتر اند و ایران باید به هند خراج پردازد. پس از این تنها گفت که بازی همچون آوردگاه نبرد است و از بارگاه بیرون رفت.
انوشیروان بزرگان را فراخواند و آنها یک هفته شطرنج را در اختیار داشتند اما راز آن را درنیافتند. بزرگمهر چون آگاه شد نزد پادشاه رفت و تخته و مهره‌ها را به سرای خود برد و پس از یک روز و یک شب راز آن را پیدا کرد. فرستادگان هند از این کار بزرگمهر به شگفت آمدند و به کشور خود بازگشتند.
پس از آن بزرگمهر بازی دیگری ساخت و نام آن را تخته نرد گذاشت و به هند آمده همان شرط را گذاشت.
بزرگان هند در یک هفته نتوانستند راز تخته نرد را کشف کنند. سپس بزرگمهر راه آن بازی را به بزرگان هند یاد داد. رای هند هدایایی به بزرگمهر داد و خراج یکساله را نیز به وی داد و بزرگمهر را به سوی ایران بدرقه کرد.

نسخه به زبان پهلوی این داستان نیز امروز در دست است که ملک‌الشعرای بهار برگردانی از آن دارد و جاماسپ جی آسانا نیز ترجمه‌ای از آن را در «متون پهلوی» قرار داده است. نسخه‌ی ساسانی تفصیل بیشتری دارد که خواندن آن خالی از لطف نیست.
  • 🙈
  • 🙉
  • 🙊
  • 💛
  • 💔
  • 💯
  • 💢
  • 👍
  • 👎
  • 👏
  • 👈
  • 👉
  • 🙏
  • 💪
  • 🎬
  • 🐥
  • 🌹
  • 🍁
  • 🍉
  • 🍕
  • 🍳
  • 🎂
  • 🎈
  • 🌍
  • 💩
  • 🚗
  • 📙
  • 😀
  • 😂
  • 😉
  • 😊
  • 😍
  • 😘
  • 💋
  • 😋
  • 😜
  • 👀
  • 😐
  • 😕
  • 😎
  • 😌
  • 😒
  • 😬
  • 😔
  • 😢
  • 😭
  • 😷
  • 😎
  • 😨
  • 😱
  • 😡
  • 😠
😊

X
این ویدیو
×