جدید
فیلترشکن فعاله فیلترشکن فعاله

چند لحظه صبر کنید...

**«جادوگر کوچک و گنج آرزوها»**

**«جادوگر کوچک و گنج آرزوها»**


در گوشه‌ای دنج از اتاق قدیمی، پسرک با چشمان پر از شگفتی به جادوگری کوچک نگاه می‌کرد که از دل کتاب قصه‌ها بیرون آمده بود. جادوگر با ردای سرخ و کلاه نوک‌تیز، مشتی سکهٔ طلایی جادویی را روی میز ریخت و با لبخندی زیرکانه گفت:

«هر سکه یک آرزوست… اما فقط کسی که قلبش پاک باشد، می‌تواند آرزوی واقعی‌اش را پیدا کند.»

پسرک دستش را در میان سکه‌ها فرو برد. سکه‌ها گرم بودند، انگار هنوز از آتش اژدهای داستان داغ بودند. یک لحظه چشمانش را بست و آرزویش را زمزمه کرد؛ نه برای ثروت بی‌پایان، نه برای قدرت… فقط خواست که هر شب، همین جادوگر کوچک کنارش بماند و برایش قصه بگوید.

سکه‌ای در دستش درخشید و ناگهان جادوگر خندید:
«آرزویت قبول شد، دوست من… چون تو ثروت واقعی را در قصه‌ها پیدا کردی.»

و از آن شب به بعد، هر وقت پسرک کتابی باز می‌کرد، جادوگر کوچک با سکه‌های طلایی‌اش از صفحات بیرون می‌پرید و اتاق دوباره پر از نور و شادی می‌شد. ✨
  • 🙈
  • 🙉
  • 🙊
  • 💛
  • 💔
  • 💯
  • 💢
  • 👍
  • 👎
  • 👏
  • 👈
  • 👉
  • 🙏
  • 💪
  • 🎬
  • 🐥
  • 🌹
  • 🍁
  • 🍉
  • 🍕
  • 🍳
  • 🎂
  • 🎈
  • 🌍
  • 💩
  • 🚗
  • 📙
  • 😀
  • 😂
  • 😉
  • 😊
  • 😍
  • 😘
  • 💋
  • 😋
  • 😜
  • 👀
  • 😐
  • 😕
  • 😎
  • 😌
  • 😒
  • 😬
  • 😔
  • 😢
  • 😭
  • 😷
  • 😎
  • 😨
  • 😱
  • 😡
  • 😠
😊

X
این ویدیو
×