چند لحظه صبر کنید...
رنج (۱۸۷۸) اثر آگوست فریدریش شنک | نقد نقاشی
رنج (۱۸۷۸) اثر آگوست فریدریش شنک
درباره نقاشی رنج آگوست فردریش شنک
در نگاه اول، این نقاشی فقط یک صحنهٔ خشن از زمستان به نظر میرسد. یک گوسفند مادر کنار برهٔ مردهاش ایستاده است و دایرهای از کلاغهای سیاه آنها را در برف احاطه کردهاند. انگار فقط نمایش بیرحمی طبیعت است، جایی که بقا مهمتر از اندوه است.
اما هرچه بیشتر نگاه کنی، نقاشی ترسناکتر میشود.
کلاغها به بره حمله نمیکنند؛ آنها مادر را زیر نظر دارند. انگار با صبر منتظرند تا خستگی، گرسنگی و اندوه، او را مجبور کند از کنار بدن بچهاش کنار برود. اما او هنوز حرکت نمیکند. حتی در طوفان سرد، همچنان مثل نگهبان کنار فرزندش ایستاده است، فرزندی که دیگر نمیتواند نجاتش دهد.
این همان چیزی است که این نقاشی را از یک صحنهٔ حیوانی به یک درد کاملاً انسانی تبدیل میکند.
آگوست فریدریش شنک نشان میدهد که اندوه فقط به این دلیل که امید از بین رفته، ناپدید نمیشود. مادر میداند که برهاش مرده است، اما عشق او را همانجا نگه داشته است. سر بلند و دهان بازش بیشتر شبیه فریاد است؛ فریادی که در برابر جهانی خالی زده میشود و هیچ پاسخی نمیگیرد.
برف، تراژدی را سردتر و سنگینتر میکند. هیچ نشانی از کمک، هیچ گرمایی و هیچ امیدی وجود ندارد؛ فقط غریزهٔ یک مادر که نمیخواهد فرزندش را رها کند.
به همین دلیل است که «رنج» هنوز هم دلها را تکان میدهد.
#هنر
#نقاشی
#نقد_نقاشی
#پرتره
#آگوست_فریدریش_شنک
درباره نقاشی رنج آگوست فردریش شنک
در نگاه اول، این نقاشی فقط یک صحنهٔ خشن از زمستان به نظر میرسد. یک گوسفند مادر کنار برهٔ مردهاش ایستاده است و دایرهای از کلاغهای سیاه آنها را در برف احاطه کردهاند. انگار فقط نمایش بیرحمی طبیعت است، جایی که بقا مهمتر از اندوه است.
اما هرچه بیشتر نگاه کنی، نقاشی ترسناکتر میشود.
کلاغها به بره حمله نمیکنند؛ آنها مادر را زیر نظر دارند. انگار با صبر منتظرند تا خستگی، گرسنگی و اندوه، او را مجبور کند از کنار بدن بچهاش کنار برود. اما او هنوز حرکت نمیکند. حتی در طوفان سرد، همچنان مثل نگهبان کنار فرزندش ایستاده است، فرزندی که دیگر نمیتواند نجاتش دهد.
این همان چیزی است که این نقاشی را از یک صحنهٔ حیوانی به یک درد کاملاً انسانی تبدیل میکند.
آگوست فریدریش شنک نشان میدهد که اندوه فقط به این دلیل که امید از بین رفته، ناپدید نمیشود. مادر میداند که برهاش مرده است، اما عشق او را همانجا نگه داشته است. سر بلند و دهان بازش بیشتر شبیه فریاد است؛ فریادی که در برابر جهانی خالی زده میشود و هیچ پاسخی نمیگیرد.
برف، تراژدی را سردتر و سنگینتر میکند. هیچ نشانی از کمک، هیچ گرمایی و هیچ امیدی وجود ندارد؛ فقط غریزهٔ یک مادر که نمیخواهد فرزندش را رها کند.
به همین دلیل است که «رنج» هنوز هم دلها را تکان میدهد.
#هنر
#نقاشی
#نقد_نقاشی
#پرتره
#آگوست_فریدریش_شنک
- 🙈
- 🙉
- 🙊
- 💛
- ❤
- 💔
- 💯
- 💢
- ✋
- ✌
- 👍
- 👎
- ✊
- 👏
- 👈
- 👉
- 🙏
- 💪
- 🎬
- 🐥
- 🌹
- 🍁
- 🍉
- 🍕
- 🍳
- 🎂
- 🎈
- ☕
- 🌍
- 💩
- 🚗
- ⏰
- ☔
- 📙
- ⭐
- 😀
- 😂
- 😉
- 😊
- 😍
- 😘
- 💋
- 😋
- 😜
- 👀
- 😐
- 😕
- 😎
- 😌
- 😒
- 😬
- 😔
- 😢
- 😭
- 😷
- 😎
- 😨
- 😱
- 😡
- 😠
😊
مشاهده نظرات
X
این ویدیو
گزارش تخلف
×در صورتیکه توضیحی در مورد گزارش تخلف دارید در کادر زیر بنویسید
افزودن به لیست پخش
×دانلود اپلیکیشن فیلو
×برای دانلود این ویدیو، اپلیکیشن فیلو را از مارکت ها یا بصورت مستقیم نصب کنید.
در صورتی که اپلیکیشن فیلو را نصب کرده اید؛ برای تماشا یا دانلود این ویدیو وارد اپلیکیشن شده، از منو گزینه اسکن را انتخاب کرده و کد زیر را اسکن کنید.