چند لحظه صبر کنید...
لاهوت و برهوت . روستا نشین .
لاهوت و برهوت . روستا نشین .
در زمان های قدیم در ایران زمین دو تاجر به اسم های لاهوت و برهوت در سرزمین های بی آب و علف رهسپار یکی از کشورهای غربی هم مرز با ایران در راه برای استراحت به روستای هوت رسیدند .
روستای هوت بسیار قدیمی ، بسیار شکوه انگیز ، بسیار مهمان نواز ، دارای سرسبزی و چشمه های فراوان .
یکی از اهالی روستا به اسم منوت به این دو تاجر محل اسکان کرایه داد .
وسایل را گذاشته در محل اسکان و درون دهات سرسبز به گشت و گزار پرداختند .
در ده مبهوت پسر منوت نقش مپ سخن گو را بر عهده داشت .
مپ سخن گو ، بسیار ایده آل برای همه گردش گران است .
دو تاجر از مبهوت سوال کردندن که ما از وسط کوچه به لنتهای کوچه که تو ایستاده ای آمدیم پس چرا سر از باغ سر روستا درآوریدم .
مبهوت در پیچاندن این دو تاجر گفت این قدر ده ما زیباست که قدم زدن درونش این مدلی است .
ساعت 12 شب به وقت خواب .
هر دو تاجر در خواب همان صحنه ی پیاده روی در روز بعد را دیدند .
وقتی از خواب بیدار شدند در روستای یاقوت چشم از هم باز و همان طور بهت زده کلید را تحویل تابوت دادند .
به جای 1.5 روز تا مرز 5 ساعت پیاده روی و قاطر سواری .
این است داستان دو دهات قدیمی در ایران زمین به اسم هوت و یاقوت .
شاید اسامی مکان ها ، شهر ها ، روستاها تغییر کند و یا طی فرسایش متوالی از بین بروند ولی مکان های ماورایی همان طور می ماند .
در زمان های قدیم در ایران زمین دو تاجر به اسم های لاهوت و برهوت در سرزمین های بی آب و علف رهسپار یکی از کشورهای غربی هم مرز با ایران در راه برای استراحت به روستای هوت رسیدند .
روستای هوت بسیار قدیمی ، بسیار شکوه انگیز ، بسیار مهمان نواز ، دارای سرسبزی و چشمه های فراوان .
یکی از اهالی روستا به اسم منوت به این دو تاجر محل اسکان کرایه داد .
وسایل را گذاشته در محل اسکان و درون دهات سرسبز به گشت و گزار پرداختند .
در ده مبهوت پسر منوت نقش مپ سخن گو را بر عهده داشت .
مپ سخن گو ، بسیار ایده آل برای همه گردش گران است .
دو تاجر از مبهوت سوال کردندن که ما از وسط کوچه به لنتهای کوچه که تو ایستاده ای آمدیم پس چرا سر از باغ سر روستا درآوریدم .
مبهوت در پیچاندن این دو تاجر گفت این قدر ده ما زیباست که قدم زدن درونش این مدلی است .
ساعت 12 شب به وقت خواب .
هر دو تاجر در خواب همان صحنه ی پیاده روی در روز بعد را دیدند .
وقتی از خواب بیدار شدند در روستای یاقوت چشم از هم باز و همان طور بهت زده کلید را تحویل تابوت دادند .
به جای 1.5 روز تا مرز 5 ساعت پیاده روی و قاطر سواری .
این است داستان دو دهات قدیمی در ایران زمین به اسم هوت و یاقوت .
شاید اسامی مکان ها ، شهر ها ، روستاها تغییر کند و یا طی فرسایش متوالی از بین بروند ولی مکان های ماورایی همان طور می ماند .
- 🙈
- 🙉
- 🙊
- 💛
- ❤
- 💔
- 💯
- 💢
- ✋
- ✌
- 👍
- 👎
- ✊
- 👏
- 👈
- 👉
- 🙏
- 💪
- 🎬
- 🐥
- 🌹
- 🍁
- 🍉
- 🍕
- 🍳
- 🎂
- 🎈
- ☕
- 🌍
- 💩
- 🚗
- ⏰
- ☔
- 📙
- ⭐
- 😀
- 😂
- 😉
- 😊
- 😍
- 😘
- 💋
- 😋
- 😜
- 👀
- 😐
- 😕
- 😎
- 😌
- 😒
- 😬
- 😔
- 😢
- 😭
- 😷
- 😎
- 😨
- 😱
- 😡
- 😠
😊
مشاهده نظرات
X
این ویدیو
گزارش تخلف
×در صورتیکه توضیحی در مورد گزارش تخلف دارید در کادر زیر بنویسید
افزودن به لیست پخش
×دانلود اپلیکیشن فیلو
×برای دانلود این ویدیو، اپلیکیشن فیلو را از مارکت ها یا بصورت مستقیم نصب کنید.
در صورتی که اپلیکیشن فیلو را نصب کرده اید؛ برای تماشا یا دانلود این ویدیو وارد اپلیکیشن شده، از منو گزینه اسکن را انتخاب کرده و کد زیر را اسکن کنید.