حکایت خطاب حق به عزرائیل که تو را رحم بیشتر بر که آمد
حکایت خطاب حق به عزرائیل که تو را رحم بیشتر بر که آمد روزی خداوند به عزرائیل خطاب آورد : از این همه جان ها که ستانده ای از کدامین قبض روح اندوهمند گشته ای ؟ عزرائیل عرض کرد : روزی کشتیی گرفتار امواجی مهیب شد و به امر تو آن کشتی را در هم شکستم . فرمودی جانِ همگان را بگیر مگر جان زنی که طفل خود به آغوش درکشیده




پیام جدید از پشتیبان










































