فیلترشکن فعاله فیلترشکن فعاله

مومو ترسناک ترین داستان امروز...

هیچ‌کس نباید بعد از غروب وارد آن جنگل می‌شد.

اما وقتی صدای گریه‌ی یک بچه از بین درخت‌ها آمد،
هیچ‌کس نتوانست بی‌تفاوت بماند.

چراغ‌قوه که روشن شد،
بین مه غلیظ،
چهره‌ای دیده شد…
لبخندی کشیده، چشم‌هایی بی‌پلک.

مومو.

نه راه می‌رفت،
نه می‌دوید،
فقط هر بار که پلک می‌زدی،
نزدیک‌تر می‌شد.

آخرین چیزی که ضبط موبایل ثبت کرد،
صدای آرامی بود که از پشت گوش می‌گفت:
«جنگل رو دوست دارم…
چون کسی صداتو نمی‌شنوه.»

صبح، فقط موبایل پیدا شد.
و رد پاهایی که
از جنگل
به سمت روستا می‌آمدند.
  • 🙈
  • 🙉
  • 🙊
  • 💛
  • 💔
  • 💯
  • 💢
  • 👍
  • 👎
  • 👏
  • 👈
  • 👉
  • 🙏
  • 💪
  • 🎬
  • 🐥
  • 🌹
  • 🍁
  • 🍉
  • 🍕
  • 🍳
  • 🎂
  • 🎈
  • 🌍
  • 💩
  • 🚗
  • 📙
  • 😀
  • 😂
  • 😉
  • 😊
  • 😍
  • 😘
  • 💋
  • 😋
  • 😜
  • 👀
  • 😐
  • 😕
  • 😎
  • 😌
  • 😒
  • 😬
  • 😔
  • 😢
  • 😭
  • 😷
  • 😎
  • 😨
  • 😱
  • 😡
  • 😠
😊

X
این ویدیو
×