جدید
فیلترشکن فعاله فیلترشکن فعاله

چند لحظه صبر کنید...

داستان های ذهن دور . کوکب و اختر .

اختر و کوکب دو تن از دختران قدیمی ایران زمین .
اختر : سلام کوکب خوبی . از سرزمین های مصری خبری آمده از نوادگان حَتشِپسوت ( تجار معروف ) قرار است به ایران بیایند عده ای .
کوکب : خوب نمی دانم پدرم تاج الدین از مردان و سربازان مرزی دوره دوران سختی است و عده ی راهزنان فراوان . پس با این حساب به ایران به سلامت می رسند یا نه ؟
باشد که به این کاروان مصری خدشه ای وارد نشود .

اختر : من هم در این راه سوق و سو هستم .
پدرم کاتب خان می گوید بارشان سنگ های نمکی و سنگ های گران بهای مصری است .
از پستی ها و بلندی های بسیاری باید عبور کنند تا به ایران برسند .
پدر قمرالملوک هم سال پیش تازه از مصر برگشته و می گوید کشوری است پز از اهلام ثلاثه .
اتفاقا قمرالملوک راهنمای مهمان های کاروان مصری است .

کاروان مصری در ایران .
دختر تاجر مصری آکیلا `
قمرالملوک در ایران چندین کاروان سرای سلطنتی مخصوص مهمان و تجار خارجی ویژه دارید ؟
قمرالملوک : پدرم مباشر خان فرموده اند در این موارد مهمانان از خود ایشان سوال کنند .
سوال چیست ؟
گاهی انسان ( آکیلا ) در یک زمان خاص معنا و مفهوم چیزی را نمی داند و در پی یافتن آن طی یک کلام انتظاری از طرف مقابل می توانند موردی را بیان و بیان مطلب توسط شخص مقابل( قمر الملوک ) می شود سوال .
  • 🙈
  • 🙉
  • 🙊
  • 💛
  • 💔
  • 💯
  • 💢
  • 👍
  • 👎
  • 👏
  • 👈
  • 👉
  • 🙏
  • 💪
  • 🎬
  • 🐥
  • 🌹
  • 🍁
  • 🍉
  • 🍕
  • 🍳
  • 🎂
  • 🎈
  • 🌍
  • 💩
  • 🚗
  • 📙
  • 😀
  • 😂
  • 😉
  • 😊
  • 😍
  • 😘
  • 💋
  • 😋
  • 😜
  • 👀
  • 😐
  • 😕
  • 😎
  • 😌
  • 😒
  • 😬
  • 😔
  • 😢
  • 😭
  • 😷
  • 😎
  • 😨
  • 😱
  • 😡
  • 😠
😊

X
این ویدیو
×