شکایت نوعروس حکایتی از بوستان سعدی
حکایتی جالب و زیبا از بوستان سعدی شیرازی شکایت کند نوعروسی جوان به پیری ز داماد نامهربان که مپسند چندین که با این پسر به تلخی رود روزگارم به سر کسانی که با ما در این منزلند نبینم که چون من پریشان دلند زن و مرد با هم چنان دوستند که گویی دو مغز و یکی پوستند ندیدم در این مدت از شوی من که باری بخندید در




پیام جدید از پشتیبان










































