موشی که آهن خورد و کلاغی که بچه برد(روایتی از خیانت و تدبیر)
کلاغی که بچه را برد یا حیله زیرکانه ؟ روزی بود و روزگاری بود. در زمان قدیم که تاجرها خودشان برای خرید جنس به شهرها و کشورها مسافرت می کردند یک بازرگان کم سرمایه می خواست به سفری برود و می خواست برای احتیاط مقداری از سرمایه اش را در وطن خود باقی بگذارد که اگر مثلاً در بیابان مالش را دزد برد وقتی به شهر خود برم




پیام جدید از پشتیبان


























