شعر از درد ترک خورده و از زخم کبودیم از حامد عسکری
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم کوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم او می رود و هر قدمش لاله و نسرین ما سنگ تر از قبل همانیم که بودیم ما شهرتمان بسته به این است بسوزیم با داغ عزیزیم که خاکستر عودیم تن رعشه گرفتیم که با غیر نشسته ست از غیرتمان بود….. نوشتند حسودیم جو گندمی از داغ غمش تار به تاریم در حسرت پیراهن او پ




پیام جدید از پشتیبان




























