ابولهول به تعطیلات می رود
در میان سکوت آتشین صحرا ابولهول دیگر آن نگهبان عبوس همیشگی نبود. با عینک آفتابی تیره و کلاهی حصیری که بر سر داشت تکیه بر شن های روان مشغول صرف یک پیتزای داغ بود. او که هزاره ها بود تنها به افق خیره می شد، حالا با لذت پنیر کش سان پیتزا را می جوید. اهرام در پس زمینه با حیرت به او می نگریستند. ابولهول فارغ از ت




پیام جدید از پشتیبان




























