آهنگ نفس از حبیب | آلبوم بزن باران
نفسم گرفت از این شهر، در این حصار بشکن در این حصار جادویی، روزگار بشکن چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون به جنون صلابت صخره کوهسار بشکن تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن نفسم گرفت از این شهر، در




پیام جدید از پشتیبان




























