کیلپ خندار فاطی وساسان
یک مرد فاطی چشمک زد و بهش چپ چپ نگاهش کرد بعد و رفت به ساسان گفت و مر گفته بودکه میرم به شوهرم میگم پدر تو در بیار .. فاطی ساسا ن مجبور کرد بره دعوا و اون مرد انقدر ساسا نـرم کودتک زد تا مرد .
یک مرد فاطی چشمک زد و بهش چپ چپ نگاهش کرد بعد و رفت به ساسان گفت و مر گفته بودکه میرم به شوهرم میگم پدر تو در بیار .. فاطی ساسا ن مجبور کرد بره دعوا و اون مرد انقدر ساسا نـرم کودتک زد تا مرد .