پادکست احسانو _داستانی تاثیرگذار_ راوی احسان عبدی پور
روایتی تکاندهنده از احسان عبدی پور #پادکست #داستان آن جا یک قهوه خانه بود. اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای. چرا؟ دنیا خراب می شد اگر دقایقی آن جا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟ عجله، همیشه عجله... کدام گوری میخواستم بروم؟ من به بهانه رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشته ام... #محمود_دولت_آب




پیام جدید از پشتیبان




























