پیام جدید از پشتیبان

خاطرات ترسناک شما قسمت دوم

ادامه ی داستان 👇🏻🔴 وقتی چشمم به دستای سفید و بی روحش افتاد خشکم زد و نمیتونستم تکون بخورم ، اون مامانم نبود ، و خیال میکردم توهم زدم 👀 سریع رفتم سمت اتاق خواب مامانم تا بیدارش کنم ، اما مامانم توی اتاق نبود ، فقط یک یادداشت روی تختش بود که نوشته بود : { پسرم ، گفتم شاید خواب باشی بیدارت نکردم ، داداشت دوباره

مرتبط

برای دسترسی سریع به فیلو این مراحل رو انجام بده:

  • روی دکمه Share بزن
  • گزینه Add to Home Screen رو انتخاب کن
  • و بزن روی دکمه Add