استاد شجریان و محمد موسوی...درد عشقی کشیده ام که مپرس
درد عشقی کشیده ام که مپرس زهر هجری چشیده ام که مپرس گشته ام در جهان و آخر کار دلبری برگزیده ام که مپرس... آن چنان در هوای خاک درش می رود آب دیده ام که مپرس بی تو در کلبه گدایی خویش رنج هایی کشیده ام که مپرس... همچو حافظ غریب در ره عشق به مقامی رسیده ام که مپرس .... دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس که چنان




پیام جدید از پشتیبان




























