حکایتی زیبا و جذاب از مثنوی معنوی مولانا
شخصی با دام ، پرنده ای شکار کرد . آن پرنده به او گفت : آقای من تو در طولِ زندگانیِ خود ، گوشتِ فراوانِ گاوان و گوسفندان را خورده و سیر نشده ای . اکنون بدان که با خوردن اندامِ نحیفِ من نیز سیر نخواهی شد . امّا اگر مرا آزاد کنی سه پندِ ارزشمند به تو می دهم که با آن سعادتمند خواهی شد . نخستین پند را در دستِ تو م




پیام جدید از پشتیبان










































