از تو شکایت تو رو هم چون نفس ها دوست دارم که جون من تویی تا بی نهایت پدرم روزت مبارک
پشتم به تو گرم است. نمی دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می چرخید، صدایت نزنم! راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می زنم؛ بابا! آن قدر با دست هایت انس گرفته ام که گاهی دلم لک می زند، دستانم را بگیری هر بار دستانم را می گیری، خیالم راحت می شود؛ می دانم که هوایم را داری و من م




پیام جدید از پشتیبان




























