مجتبی کبیری اوج غروب Mojtaba Kabiri Oje Ghoroob
متن ترانه اوج غروب بازیه شومینه خاموش،خونه تو اوج غروبه واسه آدمی که قلبش،عینهو قطب جنوبه هوایی نیست تو اتاقم، بس که هردقیقه خاک خورد از همون لحظه که رفتی،انگاری یه شهروآب برد جوری رفتی که توعشقت،صدسالم بگذره گیرم به چه قیمتی می خوای من،این شکست وبپذیرم اینه حال و روزم امشب،قلب من زلزله خیزه لااقل خوبه که این




پیام جدید از پشتیبان





