دکلمه غزل زیبای مولانا در دیوان شمس در هوایت بی قرارم
در هوایت بی قرارم روز و شب سر ز پایت برندارم روز و شب روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کی گذارم روز و شب جان و دل از عاشقان می خواستند جان و دل را می سپارم روز و شب تا نیابم آن چه در مغز منست یک زمانی سر نخارم روز و شب تا که عشقت مطربی آغاز کرد گاه چنگم گاه تارم روز و شب #شمس #ديوانية #دیوا




پیام جدید از پشتیبان




























