رهی باد خزان ..... با صدای زنده یاد بسطامی
به رهي ديدم برگ خزان ، پژمرده ز بيداد زمان / کز شاخه جدا شد چو ز گلشن رو کرده نهان ، در رهگذرش باد خزان / چون پيک بلا بود اي برگِ ستمديدهء پاييزي ، آخر تو زگلشن ز چه بگريزي روزي تو هماغوش گلي بودي ، دلداده و مدهوش گلي بودي اي عاشق ِ شيدا ، دلدادهء رسوا ، گويمت چرا فسرده ام در گل نه صفايي ، ني بوي وفايي ج




پیام جدید از پشتیبان




























