حادثه شعری از مهدی جوینی با اجرای محمد خوش بین
لحظه ی دیدنت انگار که یک حادثه بود حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت سیب را چیدم و در دلهره ی دستانم سیب را دید!! ..ولی دلهره را دوست نداشت تا سه بس بود که بشمارد و در دام افتد گفت یک..گفت دو ..افسوس سه را دوست نداشت من تو خط موازی ؟..نرسیدن..؟ هرگز دلم این قاعده ی هندسه را دوست نداشت درس منطق نده دیگر




پیام جدید از پشتیبان



























