به دختری که نامزدیش بهم خورده بود و پیداش کردم چیزای ناشایستی یاد می دم قسمت 4
خلاصه داستان «الن» جادوگری انسانگریز، در اعماق جنگل زندگی میکند. او به ارباب شیاطین معروف است و اطرافیانش از او میترسند. یک روز، در حالی که مشغول زندگی منزویانه خود بود، با دختر جوانی به نام «شارلوت» مواجه شد که در جنگل بیهوش شده بود. با وجود بیگناه بودن، او به اعمال شیطانی متهم شد، نامزدیاش بهم خورد و مج




پیام جدید از پشتیبان









