ناحِلَةَ الجسم يعني...
ناحِلَةَ الجسم یعنی ... نحیف و دلشکسته میری جوونی اما مادر پیری بهونه ی سفر می گیری باکیةَ العَین یعنی ... بارون غصه ها می باره چشای مادر ما تاره دیگه علی شده بیچاره مُنهَدَةَ الرُکن یعنی ... توون برات نمونده مادر کی قلبتو سوزونده مادر کی بالتو شکونده مادر مُعَصَّبَةَ الرَاس یعنی ... بستی سری رو که پر درده رن




پیام جدید از پشتیبان




































