پیام جدید از پشتیبان

آهنگ لنگه کفش محسن چاوشی

یه لنگه کفش پیر و درب و داغون افتاده بود یه گوشه خیابون هیشکی اونو یه لحظه پاش نمی کرد هیشکی یه لحظه هم نگاش نمی کرد می گفت که تنهایی و بی پناهی یه روز به آخر برسه الهی یه لنگه کفش پاره بی کس و بی ستاره افتاده زار و گریون یه گوشه خیابون شب بود و شبگردی بارون و باد رد شدم و چشام به چشماش افتاد دیدم که زخماش هم

مرتبط

برای دسترسی سریع به فیلو این مراحل رو انجام بده:

  • روی دکمه Share بزن
  • گزینه Add to Home Screen رو انتخاب کن
  • و بزن روی دکمه Add