«وقتی حرف بقیه رو باور کردی…»
یک داستان ساده اما پرمعنا درباره مردی که در کنار جاده دکه ای ساخت و ساندویچ می فروخت 🍔. او که به اخبار و روزنامه دسترسی نداشت، با تابلویی که مزایای ساندویچ هایش را نشان می داد، مشتریان را جذب می کرد. اما وقتی پسرش که به مدرسه می رفت و اخبار را دنبال می کرد، هشدار داد که ممکن است کسادی اقتصادی در راه باشد، این




پیام جدید از پشتیبان










































