جودا و اکبر..................جودا
جودا با لباس مقولی که مادر جلال به دیوان خواست آمد بادشاه جلال الدینی محمد اکبر وقتی آن را دید چشم از روی جودا برنداشتن
جودا با لباس مقولی که مادر جلال به دیوان خواست آمد بادشاه جلال الدینی محمد اکبر وقتی آن را دید چشم از روی جودا برنداشتن