گروه مستور زار و پریشان
یه شبی زار و پریشان؛ در میخانه زدم ز غم هجر و فراقش میسوزد جان و تنم گفتمش باز کن ساقی من منم آن مطرب خوش که شکسته ساز دلم گفتمش می بده جام پیاپی بده
یه شبی زار و پریشان؛ در میخانه زدم ز غم هجر و فراقش میسوزد جان و تنم گفتمش باز کن ساقی من منم آن مطرب خوش که شکسته ساز دلم گفتمش می بده جام پیاپی بده