بازیچه ی دست روزگارم - رشید کاکاوند
سودازده ی فراق یارم بازیچه ی دست روزگارم بی آنکه شراب وصل خوردم از شربت هجر در خمارم نتوانم گفت کز غم دل ایام چگونه می گذارم کارم همه انتظار و صبر است من کشته صبر و انتظارم # دکتر_رشید_کاکاوند # شعر # رشید_کاکاوند
سودازده ی فراق یارم بازیچه ی دست روزگارم بی آنکه شراب وصل خوردم از شربت هجر در خمارم نتوانم گفت کز غم دل ایام چگونه می گذارم کارم همه انتظار و صبر است من کشته صبر و انتظارم # دکتر_رشید_کاکاوند # شعر # رشید_کاکاوند