دیوان حافظ غزل 297 - نسخه کامل
زبانِ خامه ندارد سرِ بیان فِراق / وگرنه شرح دهم با تو داستانِ فِراق دریغ مدت عمرم که بر امیدِ وصال / به سر رسید و نیامد به سر زمانِ فِراق سری که بر سرِ گردون به فخر می سودم / به راستان که نهادم، بر آستانِ فِراق چگونه باز کنم بال در هوایِ وصال / که ریخت مرغِ دلم پَر در آشیانِ فِراق کنون چه چاره که در بَحرِ غم




پیام جدید از پشتیبان




























