آریوشن : این داستان : زامبی
بچه ها نشسته بودن به کارهاشون رسیدگی میکردن و زندگیشون رو میگذروندن که مسعود توی راه وقتی داشتی با راننده کامیون برمیگشت ناگهان ...
بچه ها نشسته بودن به کارهاشون رسیدگی میکردن و زندگیشون رو میگذروندن که مسعود توی راه وقتی داشتی با راننده کامیون برمیگشت ناگهان ...