گل ام البنين شيرم حلالت
الا مادر به قربون جمالت رخ چون بدر و ابروی هلالت شنیدم کام عطشان جان سپردی گل ام البنین شیرم حلالت امانتدار باغ یاس هستم همه عشق و همه احساس هستم چنان شرمنده روی ربابم که هم درد دل عباس هستم شنیدم دستهایت را بریدند به تیری چشم نازت را دریدند چو طفلان این سخنها را شنیدند همه از هم خجالت می کشیدند ب




پیام جدید از پشتیبان


































