دیوان حافظ غزل 7 - نسخه کامل
صوفی بیا که آینه صافیست جام را / تا بنگری صفای می لعل فام را راز درون پرده ز رندان مست پرس / کاین حال نیست زاهد عالی مقام را عَنقا شکار کَس نشود دام بازچین / کآنجا همیشه باد به دست است، دام را در بزم دور، یک دو قدح درکش و برو / یعنی طمع مدار وصال دوام را ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش / پیرانه سر مکن هنری ن




پیام جدید از پشتیبان










































