جدید
فیلترشکن فعاله فیلترشکن فعاله

چند لحظه صبر کنید...

تحلیل مدیریتی فیلم دوازده مرد خشمگین،درس آموخته هایی برای مدیریت و تصمیم گیری

فیلم ۱۲ مرد خشمگین دوبله فارسی – فیلم درمانی: آموزش مذاکره، اقناع کردن و صبر و مدیریت جلسه
امروز می‌خواهم یکی از بهترین فیلم‌های پکیج فیلم درمانی خودم را خدمت شما عزیز معرفی کنم. فیلم سینمایی فوق‌العاده زیبا و خوش‌ساخت ۱۲ مرد خشمگین (۱۲ Angry Men) ساخته ۱۹۵۷ آمریکا براساس داستانی تلویزیونی به همین نام و به کارگردانی سیدنی لومت .

اکنون ما به محتوای این فیلم کار داریم و می‌خواهیم ببینیم چنین فیلمی چه آموزه‌هایی برای ما خواهد داشت و چرا باید این فیلم را ببینید.


درباره‌ی فیلم دوازده مرد خشمگین
دوازده مرد خشمگین شاهکاری در تاریخ سینمای جهان است و در لحظه ی نوشتن این متن در لیست ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما به انتخاب سایت Imdb در جایگاه ۵ قرار داشته که نشانی از استقبال بسیار بالا از این فیلم دارد.

من این فیلم با هدف آموزش دقیق انتخاب کرده‌ام. تلاش من این است که شما (مثل خودم) این فیلم را بارها و بارها مشاهده کنید و هر بار نکته‌های آموزشی که از آن یاد می‌گیرید را بنویسید و تمرین کنید.

در ویکی‌پدیا آمده است که:

همچنین شخصیت مثبت این فیلم (تصمیم گیرنده شماره ۸) در لیست پنجاه قهرمان برتر تاریخ سینما در بنیاد فیلم آمریکا (AFI)، در رتبه ۲۸ قرار دارد


این شاهکار سینمایی در هنگام رونمایی در گیشه موفقیت چندانی به دست نیاورد اما به مرور جایگاه اصلی خودش را در میان همه‌ی فیلم‌های تاریخ سینما پیدا کرد.

این فیلم هم‌اکنون در بسیاری از کلاس‌های مذاکره به عنوان یک منبع درسی شناخته شده است. همچنین بسیاری از اساتید از آن برای آموزش صبر و داشتن حوصله، پیدا کردن قدرت اقناع و… هم استفاده می‌کنند.
من در ادامه بخش‌های مهمی از آموزش‌های این فیلم را به شما دوستان عزیزم خواهم گفت.



قبل از خواندن ادامه متن، توجه داشته باشید که….

توجه داشته باشید که من این فیلم را همراه دوبله‌ی فارسی منتشرکرده‌ام. پیشنهاد می‌کنم قبل از خواندن همه‌ی متن ِ من، یکبار این فیلم را کامل تماشا کنید و سپس بقیه‌ی متن را بخوانید. در این متن فلیم لو رفته و اصطلاحا اسپویل-Spoil می‌شود و شاید لذت دیدن ِ آن را کاهش بدهد.
پس از یکبار تماشای این فیلم می‌توانید متن مرا بخوانید و برای چندین بار این فیلم را به دقت تماشا کنید. لازم بود بگم یه وقت نگید نگفت مزه فیلم پرید !

چرا حتما همه‌ی ما باید این فیلم را ببینیم؟
تا این لحظه که من در حال نوشتن این متن هستم، دوبار فیلم را دیده‌ام و براساس این دوبار نکته‌هایی که به ذهنم رسیده را خدمت شما می‌گویم. البته با خودم قرار گذاشته‌ام که حداقل ۵ بار این فیلم را تماشا کنم و هربار هم نکته‌هایی که یاد می‌گیریم را بنویسم.
اینجا چندتایی از آنها را برایتان می‌آورم اگر شما هم نکته‌هایی غیر از این یاد گرفتید ممنون می‌شوم برای من بنویسید تا در کنارهم بیشتر یاد بگیریم.


چه نکته‌های مهم و آموزش‌هایی در دیدن فیلم دوازده مرد خشمگین وجود دارد؟ چطوری نگاهش کنیم خوبه؟ من برداشت‌های خودم رو میگم…
فیلمی مخصوص آموزش مذاکره و گفتگو – مدیریت جلسه و کنترل خشم
اگر بخواهم برای این فیلم تنها یک عنوان آموزشی بدهم می‌توانم بگویم یک فیلم بسیار کامل برای آموزش مذاکره است. تک به تک رفتارهای مرد شماره ۸، بر اساس اصول رفتاری و قواعد بازی مذاکراتی است. از مدیریت جلسه تا ایجاد بحث و پیش‌بردن گفتگوها و اثبات تک به تک ِ آموزش‌ها، همگی از قواعد بازی ِ مذاکره است.

در اینجا فعلا قصد ندارم که همه‌ی آموزش‌های مرتبط با بحث مذاکره را آموزش بدهم، اما برای اینکه ذهنِ شما درگیر محتوای خوب آن شود، چند نکته را بیان می‌کنم:

قبل از شروع جلسه آرام بود
شخصیت اصلی فیلم که قهرمان داستان ما هم هست، اصلا نشان نمی‌دهد که با چه هدفی وارد اتاق شده است. یکی از اصول مذاکره هم این است، قبل از شروع جلسه و مذاکره نباید انتظار قطعی از جلسه را داشته باشیم.


به این آرامش پیش از جلسه توجه بالایی کنید. شلوغ‌کارها الزاماً برنده‌ی پایان مذاکره نیستند.
مذاکره هرچقدر هم که مهم باشد، یک بازی است. ما معلوم نیست که در مذاکره‌ها برنده هستیم یا بازنده،‌ باید با کمال آرامش و متانت در جلسه حاضر باشیم. بر افکار و اعصاب خودمان متمرکز و مسلط باشیم.

پیش از جلسه باید صبور باشیم، آرام و با حوصله‌ی همه‌ی مدارک، حرف‌هایی که قراره بزنیم، همه‌ی دلایلی که داریم و پیشنهاداتی که می‌خواهیم بدهیم و همه‌ی امتیازاتی که دوست داریم بگیریم را باید در ذهن مرور کنیم. حالا یه پسری که می‌خواهد پیشنهاد ازدواج بده باشه یا مدیرعامل یک کمپانی بین‌المللی یا اخراج یا استخدام شغلی.

بیایید با همدیگر حرف بزنیم
رفتار او شاهکار است، در اولین گام بدون اینکه دلیل مخالف خودش را در مقابل اکثریت مطلق بیان کند، در کمال احترام و آرامش، همه را به گفتگو و صحبت کردن دعوت می‌کند. حتی نمی‌گوید که چه دلایلی دارد. فقط به طور کلی می‌گوید: ارزش صحبت کردن دارد.

این همان نکته‌ای است که بسیاری از ماها می‌توانیم از آن یاد بگریم. برای شروع یک مذاکره و گفتگوی سازنده، می‌توانیم «دعوت به صحبت‌کردن» کنیم بدون آنکه کسی حس کند ممکن است منافعی را باخت بدهد. وقتی گفتگو شروع شد، ما گام اول را برداشته‌ایم وحالا می‌توانیم تلاش کنیم.

همه‌ی دلایل خودش را رگباری نگفت
اگر دقت کرده باشید مرد شماره ۸ به هیچ عنوان همه‌ی دلایل خودش را به یکباره روی میز نمی‌گذاشت و تک به تک آنها را بیان می‌کرد. شاید بتوان گفت «سیاست کالباسی» و یا «گام به گام».

برای مثال صدای قطار و چاقوی شبیه به چاقوی قتل و… را یک‌دفعه بیان نکرد. هر کدام را به موقع و سرفرصت مناسب مطرح کرده و وارد فاز مذاکره می‌شد.

در هر مرحله تنها و تنها «یک موضوع» را مطرح می‌کرد. تنها یکی از «دلایل خودش» را می‌گفت و تا این بحث تمام نشده، وارد بحث دیگری نمی‌شد. این یک شاهکار تربیتی است که همه‌ی ما به آن احتیاج داریم.


وارد هیچ بحثِ غیرمرتبطی نمی‌شد
یکبار که با جدیت برگه‌ی نقاشی را مچاله کرد. به هیچ عنوان در فرصت مذاکره و گفتگو، اجازه نمی‌داد بحث حاشیه‌ای پیش بیاید. تمرکز کامل روی موضوع.

شاید برای بسیاری از ما که عادت داریم در جلسات وارد بحث‌های حاشیه‌ای شویم، این تمرین بسیار دشواری باشد. مرد شماره ۸ اینجا برای ما الگو است. می‌خواهیم او را ببینیم و از او یاد بگیریم. دیگران همیشه وارد حواشی غیرمرتبط می‌شدند اما این مرد نه. ما هم به اونگاه می‌کنیم.

دقت کنید، قبل از هر جلسه (رسمی یا دوستانه) چند دقیقه‌ای برای ایجاد صمیمیت و شناخت حداقلی و ایجاد فضای خوب برای گفتگو و مذاکره لازم است در مورد بحث‌های حاضیه‌ای مثل نرخ ارز، گران شدن خانه، وضعیت بد جامعه و حکومت، تیم فوتبال و… صحبت کنیم. این خوب هم هست. اما در میانه‌ی جلسات تا می‌توانیم باید از آنها دور شویم و تمرکز بالایی روی موضوع اصلی داشته باشیم.

احتمالا بقیه‌ی افراد این کشش را نخواهند داشت. اشکالی ندارد. همانطوری که در فیلم می‌بینیم، مرد شماره ۸ در موقع استراحت، آرام و ساکت بود و وقتی هم دیگران بحث‌های حاشیه‌ای راه می‌انداختند (که یک نوع استراحت مغزی هم هست) وارد بحث آنها نمی‌شد و آن را بهم نمی‌ریخت. ما هم می‌توانیم اجازه بدهیم در جلسات طولانی بقیه چند دقیقه صحبت بی‌جا بکنند و بعدش برگردند دور میز. استراحت‌های چند دقیقه‌ای لازم است.

تفاوت یقین و تعصب
فهم و درک این متن می‌تواند تحولی در روابط ما با دیگران باشد. به گمان ِ من، مرد شماره هشت، می‌توانست تفاوت یقین و تعصب را به خوبی نشانمان دهد. من درباره‌ این جمله چند خطی در این آدرس نوشته‌ام.

نشان نمی‌داد که خیلی باهوش و زرنگ هستم…
یکی از اشتباهات یا ناشی‌گری‌های افراد در مذاکره و گفتگو این است که در ابتدا خودشان را بسیار بالاتر، زرنگ‌تر و قوی‌تر و حرفه‌ای‌تر نشان می‌دهند. این روند «گرفتن امتیاز از مخاطب روبه‌رو» را به شدت کاهش می‌دهد چرا که افراد ناخواگاه گارد می‌گیرند و امتیاز نمی‌دهند!!

در فیلم اگر دقت کنید مرد شماره ۸ در کمال آرامش، هم‌سطح بقیه و گام به گام پیش می‌رود. اصلا خودش را نسبت به بقیه بالاتر نشان نمی‌دهد (در صورتی که به لحاظ فرهنگی و مالی و… قطعا از بسیاری از افراد دور میز بالاتر است).

توجه داشتن به اینکه هم می‌تواند برای همه‌ی ما درس‌های بزرگی داشته باشد. چه در مذاکره‌های عاطفی و چه بیزینسی و حتی دوستانه.

با گرفتن یک امتیاز یا اثبات ادعا، مغرور یا شاد نمی‌شد
توجه داشته باشید ما در هنگام مذاکره باید گام به گام حرکت کنیم. دلایل به مرور مطرح می‌شوند، در موردش صحبت‌ها می‌کنیم و نهایتا نتیجه‌گیری می‌کنیم و سپس وارد نکات دیگر می‌شویم.

در هر گام ممکن است ما امیتازی بدهید و یا امتیازی بگیریم. همانطوری که سیاست گام به گام را مرد شماره ۸ به خوبی اجرا کرد. اما رفتار بسیار حرفه‌ای او پس از هر امیتاز گرفتن، عادی بودن بود. اصلا خوشحالی یا رفتار عجیبی (حتی در گفتن این جمله: دیدی گفتم – من از اول می‌دونستم) نشان نمی‌داد. این رفتار بسیار حرفه‌ای و مفید است.

چرا که به مخاطب رو به رو این حس بد باختن و واگذاری امتیاز را نمی‌دهد (مثل نمک روی زخم نیست، که دیده نشود اما حسابی بسوزاند.)

با چند نفر اصلا هم‌صحبت نمی‌شود و مذاکره نمی‌کرد – انرژی متمرکز
اگر خوب به فیلم توجه کنید متوجه می‌شوید که مرد شماره ۸ به هیچ عنوان با مرد شماره ۱۰ و مرد شماره ۷ هم‌صحبت و دهن به دهن نمی‌شود یا بهتر است بگویم «انرژی خودش را برای مذاکره با آنها تلف نمی‌کند». چرا که دستاوردی نخواهد داشت. آنها ساختار و نظام فکری منسجم برای بحث کردن ندارند، به همین دلیل در مذاکره‌های جمعی، بهتر از از خیر آنها بگذریم.


حتی هنگام زمان استراحت و موقع صورت شستن هم که مرد شماره‌ی ۷ او را به سخره می‌گرفت، نه عصبانی می‌شد و نه با او بحث می‌کرد. اما دقت کنید که به او اطلاعات می‌داد و شغل خودش را همان‌موقع گفت. اما از بحث‌کردن با او پرهیز می‌کرد.

مرد شماره ۱۲ نهایتا به خاطر تزلزل افکارش، رای خودش را بر می‌گرداند. مرد شماره‌ی ۱۰ را هم نمی‌توانست به تنهایی قانع کند. دادزدن‌های بی‌منطق او باعث شد که نهایتا جمع او را محکوم کنند. امتیاز نهایی از او را هم مرد شماره ۸ به موقع گرفت و رایش را خرید.

در میان جلسه امتیازات و دلایل جدید را کشف می‌کرد
یکی از مسائل بسیار مهم در مذاکره این است که ما «دلایل اولیه و امتیازاتِ خودمان» را داشته باشیم (یا یادداشت بکنیم). اما مهم‌تر از آن این است که در میانه‌ی مذاکره و گفتگو، امتیازات جدید را بگیریم و از فرصت‌ها استفاده کرده یا فرصت‌سازی کنیم.

مدت زمان افتادن جسد و سرعت پیرمرد، عینکی بودن زن ِ شاهد و حتی «نحوه‌ی چاقو خوردن مرد» از جمله‌ی این‌ها بود. به خوبی حواسش به آنها بود، آنها گرفت و در تایید نگاهش استفاده کرد. مذاکره‌کننده حرفه‌ای در جلسه کاملا حاضر است.

در پایان جلسه آرام بود، یک برنده‌ی آرام
در پایان هم با تمام عزت نفس و اعتماد به نفسی که داشت، کت ِ رقیب اصلی خودش را بر روی دوشش انداخت و او را بدرقه کرد. ما باید بدانیم که یک مذاکره هرچقدر هم که جدی و بحث‌برانگیز باشد، باز هم یک مذاکره است و نه دعوای شخصی.

تحلیل فیلم 12 مرد خشمگین و آموزش مذاکره و روش‌های مذاکره و پایان دادن به جلسات.
این نکته خیلی خیلی مهمه که تربیت شده باشی و بلد باشی میز مذاکره را ترک کنی! یعنی موقع برد اونقدر ذوق مرگ نشی و موقع باخت مذاکره (یا امتیاز نگرفتن) مچاله نشی. احترام گذاشتن به مخاطب، سنجش خوبیه براش.
این مسئله را باید بیاموزیم و به عنوان یک فرهنگ ِ مطلوب، عمومی‌اش کنیم. از خودمان و خانه‌ی خودمان و در میان دوستان و همکاران خودمان باید شروع کنیم.

از همه‌ی شیوه‌ها برای استدلال حرف‌هایش استفاده می‌کرد — مثل نمایش دادن و تئاتر
برخی از مفاهیم را فقط نمی‌شود با حرف زدن استدلال کرد و دیگران را قانع کرد. مرد شماره‌ی ۸ و قهرمان داستان، در سه مورد به خوبی توانست روی حاضرین تاثیرگذار باشد:

خرید چاقو همانند چاقوی ِ صحنه قتل) به جای آنکه به دیگران اثبات کند از این چاقو به تعداد زیادی وجود دارد و فقط یک مورد نیست، درست یکی از همان را خریده و سرجلسه به موقع ارائه کرد.

استفاده از تجربه‌ی زیسته‌ی دیگران) باز هم به جای توضیحات فراوان در مورد اینکه صدای قطار که از نزدیک خونه رد میشه آدم رو کر می‌کنه، بحث رو طوری اداره می‌کنه که انگار داره می پرسه: کسی هست که خونه‌اش نزدیک قطار بوده باشه؟ و بین اون ۱۲ نفر یکی این تجربه رو داشته و میگه که آره، راسته، صدا به صدا نمی‌رسه.

نمایش – یا تئاتر) این هم از بخش‌های جالب بود. به‌جای آنکه در حرف بگوید پیرمرد آن خانه در آن سرعت بسیار کم امکانِ رسیدن به دم در را نداشت، صحنه را بازسازی کرده ادای آن پیرمرد ِ شاهد ِ قتل را در می‌آورد. نمایشی که بسیار موثر بود.


داستان فیلم
هیئت منصفه یکی از دادگاههای امریکا که متشکل از دوازده نفر است، بایستی دربارهٔ گناهکار بودن یا بی‌گناهی جوانی به اتهام قتل تصمیم‌گیری کنند. غالب لوکیشن فیلم در یک اتاق گرفته شده و فیلم دارای 12 بازیگر اصلی است.


نوجوانی هجده ساله از اهالی آمریکا لاتین متهم به قتل پدرش شده و در انتظار حکم هیئت منصفه است. شواهد نشان می‌دهد او با ضربات متعدد چاقو پدر خود را به قتل رسانده‌است، گرچه نوجوان ضعیف و افسرده به نظر می‌رسد این اتهام را قبول ندارد با این حال وجود چاقویی در محل وقوع حادثه که به ظاهر متعلق به نوجوان مذکور است و او ادعا می‌کند آن را مدتی قبل گم کرده و خبری هم از محل آن نداشته‌است، به عنوان مدرک جرم، دلیلی برای مجرم شناختن او از سوی دادگاه شده‌است.


دوازده مرد از طبقات مختلف اجتماعی به عنوان اعضای هیئت هیئت منصفه دادگاهی دادگاه، مأمور تصمیم‌گیری نهایی دربارهٔ این پرونده شده‌اند. اگر آن‌ها فرد متهم به قتل را محکوم نمایند، وی باید روی صندلی الکتریکی اعدام شود.


در زمان رای گیری در شور هیئت منصفه، یازده عضو به گناهکاری وی رای مثبت داده و تنها یک نفر یعنی هعضو هیئت منصفه شماره 8، رای بر بیگناهی وی می دهد. با این رای اعضا به شور نشسته و کم کم قضای بحث ملتهب شده و آنها عصبانی می شوند و بحث بالا می‎گیرد.


فیلم کم کم به فرایندی برای شخصیت شناسی پیچیده‌ این اعضا در می‌آید که به عنوان عضو هیئت منصفه می‌خواهند رأی نهایی را صادر کنند. پس زمینه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هریک از این اعضا، باعث واکنش‌های مختلف آنان در زمان حال می‌شود. در چنین موقعیت و اوضاع و احوالی است که شماره ۸ تلاش می‌کند بقیه همکارانش را متقاعد کند که رأی آن‌ها اهمیتی حیاتی دارد و نباید به راحتی دربارهٔ آینده و زندگی دیگران تصمیم بگیرند. به هررو نهایتاً پس از یک ساعت و نیم بحث پرونده کاملاً روشن می‌شود.


شخصیت شناسی فیلم
بازیگران در فیلم سینمایی دوازده مرد خشمگین، با شماره شناخته می‌شوند و نام ندارند. در این بین تنها هنری فوندا و جوزف سویینی هستند که در انتهای فیلم نام خود را فاش می‌کنند.


لیدر هیئت منصفه
این عضو لیدر هیئت منصفه است و در هیئت منصفه مسئول سازماندهی اعضا است. در فیلم تلاش میکند تا همه هماهنگ باشند. او در زندگی شخصی اش دستیار مربی فوتبال است.


عضو دوم هیئت منصفه
عضو دوم یک کارمند بانک خجالتی است اما در بحث کردن به اندازه کافی احساس راحتی کرده و رفته رفته در بحث ها وارد می شود.


عضو سوم هیئت منصفه
این عضو هیئت مدیره یک صاحب کسب و کار کوچک است. او با افتخار می‎گوید که کارش را از صفر شروع کرده و اکنون سی و چهار کارگر دارد. او برابطه خوبی با پسر خودش هم ندارد که این عاملی در تعصب او علیه متهم به شمار می رود. این عضو هیئت منصفه، آخرین عضوی است که متقاعد می‎شود و تنها زمانی نظرش را تغییر می دهد که متوجه شود در مورد متهم قضاوت نمی کند بلکه در حقیقت تلافی و جنگ احساسات خود با پسرش را برسر متهم در می آورد.


عضو چهارم هیئت منصفه
عضو چهارم هیئت منصفه، کارگزار سهام است. عینک می‌زند و سعی دارد همواره بسیار جدی باشد و خود را کنترل می‌کند. او سعی دارد صرفا حقیقت را ببیند و با حقایق به طور منطقی و ملموس برخورد می‎کند.


عضو پنجم هیئت منصفه
پنجمین منصفه در بیمارستان هارلم کار می‎کند و در تمام عمر در محله های فقیر نشین زندگی کرده است. جزییات و دانشی که درباره موارد فنی به بحث وارد می کند، کمک کننده است.


عضو ششم هیئت منصفه
او کارگر ساختمان و نقاش است. از کش آمدن پرونده رضایت دارد زیرا مجبور نیست کار کند. اما از این موضوع هم ترس دارد که یک قاتل به خیابان بازگردد. نهایتا پشت دست عضو نهم هیئت منصفه که مردی جاافتاده محترم و باتجربه است بازی می کند تا ریسک تصمیم گیری خود را پایین بیاورد.


عضو هفتم هیئت منصفه
نگرانی اصلی عضو هفتم هیئت منصفه این پرونده این است که آیا به بازی فوتبالی که از قبل بلیط آن را خریده است، می‌رسد یا خیر! جانمتهم پرونده کوچکترین اهمیتی برای وی ندارد. او مارمالاد می فروشد و به طور کلی نسبت به قضیه بی تفاوت است. او یک «حزب باد» کامل است. این عضو، صرفاً رای خود را به «بی گناه» تغییر می دهد، تنها به این دلیل که موج عقاید تغییر کرده، و او می خواهد که رایزنی ها به پایان برسد. و ساعت یزند و برود.


عضو هشتم هیئت منصفه
به گونه ای، این عضو قهرمان اصلی داستان است. او تنها فردی است که جرات رای دادن بر خلاف جمع و اصرار بر تفکر جمعی را دارد. ا و یک معمار است و تنها عضوی از هیئت منصفه است که در اولین رای متهم را «بی گناه» تشخیص می‎دهد. او از نحوه رسیدگی به محاکمه ناراضی است و از سایر اعضا می‌خواهد که شواهد را با جزئیات بیشتری مورد بحث قرار دهند. او با مخالفت های زیادی روبرو می‌شود اما همچنان به دفاع از متهم ادامه می‌دهد.


عضو نهم هیئت منصفه
نهمین عضو مردی مسن و به ظاهر محترم است. او به شور و اشتیاق و احساس عدالت خواهی «عضو هشتم هیئت منصفه» احترام می‎گذارد و سریعاً به این عضو می پیوندد و کم کم در قالب وکیل مدافع برای متهم ظاهر می‎شود.


عضو دهم هیئت منصفه
او یکی از تندروترین اعضای هیئت منصفه و یکی از مخالفان بالقوه متهم است. او بدون تدبیر و نسبتاً متعصب، از همان ابتدا متهم را به عنوان «یکی از آن قاتلین»، محکوم می‎کند.


عضو یازدهم هیئت منصفه
این عضو هیئت منصفه، یک ساعت ساز آلمانی مهاجر است. او از اینکه آمریکایی شده بسیار خوشحال است و سیستم قضایی این کشور را دوست دارد. او به دقت به جزئییات توجه می کند و شواهد را چرخ دنده ای و ریز میبیند.


عضو دوازدهم هیئت منصفه
این عضو بازاریابی است که برای یکی از آژانس بازاریابی کار می‎کند. با توجه به اهمیت شغلش برای وی، در تصمیماتش اغلب به آن شغل مراجعه می‎کند. او زیاد متمرکز نیست و دائماً از موضوع پرونده پرت می‎شود.


نکات آموزنده فیلم
این فیلم به خودی خود یک کلاس تمام عیار مدیریت و تصمیم گیری است. شاید بتوان آن را یکی از بهترین نمونه‌های «قضاوت و تصمیم گیری» دانست.


مدل تصمیم گیری شش کلاه تفکر (six thinking hats technique) ، یکی از تکنیکهای تصمیم گیری خلاق است که برای اولین بار توسط پرفسور ادوارد دوبونو پدر تفکر خلاق مطرح شد. دوبونو که به عنوان ابداع کننده نظریه «تفکر جانبی» ، نیز شناخته می‌شود، کتابی با عنوان «شش کلاه تفکر» نیز نوشته که به زبان فارسی هم ترجمه شده است.


این فیلم بسیار مهم است و تقریباً همه باید یک بار و مدیران چندبار آن را ببینند. شجاعت، قدرت استدلال، قدرت تصمیم گیری و پایبندی به ایجاد هماهنگی از مهارت‌هایی است که هر مدیری باید آن را داشته باشد.
  • 🙈
  • 🙉
  • 🙊
  • 💛
  • 💔
  • 💯
  • 💢
  • 👍
  • 👎
  • 👏
  • 👈
  • 👉
  • 🙏
  • 💪
  • 🎬
  • 🐥
  • 🌹
  • 🍁
  • 🍉
  • 🍕
  • 🍳
  • 🎂
  • 🎈
  • 🌍
  • 💩
  • 🚗
  • 📙
  • 😀
  • 😂
  • 😉
  • 😊
  • 😍
  • 😘
  • 💋
  • 😋
  • 😜
  • 👀
  • 😐
  • 😕
  • 😎
  • 😌
  • 😒
  • 😬
  • 😔
  • 😢
  • 😭
  • 😷
  • 😎
  • 😨
  • 😱
  • 😡
  • 😠
😊

X
این ویدیو
×