داستان آتوس، قلمرو گرگها قسمت ۲
#داستان_آتوس_قلمرو_گرگها_قسمت۲ فردای اونروز آتوس روی میز صبحونه اش را می خورد پدر میشه یه چیزی بخوام ازت، اوووووم تا ببینم چی باشه پدر منو ببر زمین ، چی زمین ، هاهاهاهاها این فکرها از کجا به کله ات رسیده پدر من میخوام برم زمین ، اینجا هیچی نداریم ، تمام عمرمونو باید توی این کرک مصنوعی سر کنیم آتوس زمین دی




پیام جدید از پشتیبان







































