مامان… هر بار نگات می کنم، یه گوشه ی دلم می لرزه! ( کلینیک ماه زر )
می ترسم یه روز دخترم بپرسه: «چرا مامان بزرگ دیگه مثل قبل نیست؟ چرا موهاش سفید شده؟ چرا پوستش چروک افتاده؟» کاش می دونست اینا رد پای عشق و بی خوابی ها و استرس هایی ه که واسه ما کشیدی… ولی مامان جان، تو حق داری هنوز همون قدر زیبا بمونی.❤️ همون طور که همیشه میگی «زن باید به خودش برسه»، بذار منم برات کاری کنم که




پیام جدید از پشتیبان









































