دیوان حافظ غزل 421 - نسخه کامل
در سرای مغان رفته بود و آب زده / نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده سبوکشان همه در بندگیش بسته کمر / ولی ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشیده / عذار مغبچگان راه آفتاب زده عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز / شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زده گرفته ساغر عشرت فرشتهٔ رحمت / ز جرعه بر رخ حور و پری
مرتبط

غزلی زیبا از سلیم تهرانی باصدای رشیدکاکاوند

غزل شماره ۳ حافظ

خوانش غزل ۱۱ حافظ

گدای لطف یار از غزلیات طالب اردبیلی با صدای شاعر

این آقا ۳ بار آرامگاه حافظ رو خراب کرد!

اجرای زنده | غزل شماره ۸۴۵ مولانا از دیوان شمس | مرغی که ناگهانی - روزبه روشن روان

می خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت... حافظ

غزل ۹۴ دیوان حافظ

غزل شماره ۵ حافظ

غزلی زیبا از غزلیات مولای جان حضرت مولانا از اثر ارزشمند دیوان شمس

دیوان حافظ غزل 297 - نسخه کامل

گفتم غم تودارم _ حافظ

دیوان حافظ غزل 126 - نسخه کامل

♦️حضور حافظ خاص قرآن، برنامه محفل را بهم ریخت! / بهت و حیرت حضار با دیدن حافظ قرآن

حافظ خوانی و دکلمه غزل شماره سی و چهار حضرت حافظ

غزل ۵ دیوان غزلیات حافظ

دکلمه غزل زیبا و لطیف از عراقی شاعر و عارف قرن هفتم

تفسیر غزل اول از دیوان غزلیات حافظ

حافظ خوانی غزل شماره 7 حافظ | صوفی بیا که آینه صافیست جام را

دکلمه و غزل زیبا از فخرالدین عراقی

غزل ۲۵ دیوان حافظ

معشوقه حافظ شعر بارانی رضا جمشیدی

خوانش غزل ۳۳ حافظ

غزل ۲۹ حضرت حافظ شیرازی

جمله ای تکان دهنده از حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه

دختر مدافع حرمی که همه را در برنامه امشب محفل شبکه سه به گریه انداخت‼️

چرا برخی سجده های قرآن واجب هستند ؟

چه کسی خدا را آفرید؟! هر مخلوقی خالقی دارد خالق خدا کیست؟!





پیام جدید از پشتیبان