رمان خانه ای که نفس میکشد پارت پنجم
نفس هام بریده بود. زن، بی اعتنا به فریاد هام، منو کشون کشان از زیرزمین بیرون آورد. موهای بلند و کثیفش مثل مار روی شونه هاش ریخته بود، نیمی از صورتش سوخته و دندون هاش سیاه و پوسیده بودن. وقتی رسیدیم وسط حیاط، جیغ زدم — همه خانواده دویدن بیرون. اون زن منو از زمین بلند کرد و چاقو رو گذاشت روی گلوم. اونقدر فشار آ
مرتبط

رمان خانه ای که نفس میکشد پارت ششم

رمان آهوی وحشی من از نویسنده نازنین کاوسی مقدم

رمان «بر فراز راز» | برای کسانی که دنبال یک شاهکار تازه در دنیای رمان هستند

رمان خانه ای که نفس میکشد پارت ششم

رمان «بر فراز راز» | برای کسانی که دنبال یک شاهکار تازه در دنیای رمان هستند

رمان آهوی وحشی من از نویسنده نازنین کاوسی مقدم

میکس سریال امانت

سریال زخم قلب وقتی عایشه بچه شده

فیلم سینمایی مختارنامه - کعبه در آتش

A Quiet Place,New Video





پیام جدید از پشتیبان







