جنگیدم و باختم... بد هم باختم
جنگیدم و باختم... بد هم باختم. مانند فرمانده ای در میدان جنگ که تمام سربازانش کشته شدنده اند و زانو به خاک خورده، زخمی، نظاره گر تنهایی خویش است. سکوت میدان، آزاردهنده تر از فریادهای جنگ است، بوی خون، بوی خاک سوخته، بوی شکست، همه در هوا موج می زند، خاطراتی که در گوشم زنگ می زنند، چهره هایی که دیگر نیست




پیام جدید از پشتیبان







































