معین:: اهنگ «حکایت طول و درازی داشتیم» با هم دیگه راز و نیازی داشتیم
چشای تو نور کوچه باغ روزه چشای من ظلمت شب نیازه با هم دیگه راز و نیازی داشتیم حکایت دور و درازی داشتیم با هم دیگه راز و نیازی داشتیم حکایت دور و درازی داشتیم اما پس از اون آشنایی اون هم دلی اون هم زبانی از گرد راه اومد جدایی رفتی و چشم برام گذاشتی تو این قفس تنهام گذاشتی حالا نمیدونم کجایی کاشکی یکی بود ما رو




پیام جدید از پشتیبان










































