آستان امام هشتم ضامن آهو
ذکر پابوس شما از لب باران میریخت ابر هم زیر قدمهای شما جان میریخت هر چه درد است به اميّد دوا آمده بود از کفِ دست دعای همه درمان میریخت عطر در عطر در ایوان حرم میپیچید بر سر دوش همه زُلف پریشان میریخت نور در آینههای حَرَمت گُل میکاشت از نگاه در و دیوار گُلستان میریخت روی انگشت همه




پیام جدید از پشتیبان










































