داستان چرخه ی آب
در روزی آفتابی و خوش آب و هوا، آزاد و رها در حیاط خانه ی خود نشسته بودند و به منظره ی زیبای اطراف نگاه می کردند. ناگهان، ابر سیاهی آسمان را فرا گرفت و صدای غرش آسمان را پر کرد. آزاد با کنجکاوی پرسید: «رها، فکر می کنی این باران چطور به وجود می آید؟» رها با لبخندی عمیق نگاهش کرد و گفت: «نمی دانم آزاد، اما می د




پیام جدید از پشتیبان
























