دیوان حافظ غزل 111 - نسخه کامل
عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد / عارف از خندهٔ مِی در طمعِ خام افتاد حُسن رویِ تو به یک جلوه که در آینه کرد / این همه نقش در آیینهٔ اوهام افتاد این همه عکسِ می و نقشِ نگارین که نمود / یک فروغِ رخِ ساقی ست که در جام افتاد غیرتِ عشق، زبانِ همه خاصان بِبُرید / کز کجا سِرِّ غمش در دهنِ عام افتاد؟ من ز مسجد به




پیام جدید از پشتیبان




















