داستان شب و روز
آزاد و رها با دانشمند در کنار رودخانه نشسته بودند. آزاد کنجکاوانه به دانشمند نگاه کرد و پرسید: استاد، چگونه شب می شود؟ دانشمند به آسمان نگریست و گفت: زمین همچون گردونه ای عظیم است که… راوی: رضاشاهنگی
آزاد و رها با دانشمند در کنار رودخانه نشسته بودند. آزاد کنجکاوانه به دانشمند نگاه کرد و پرسید: استاد، چگونه شب می شود؟ دانشمند به آسمان نگریست و گفت: زمین همچون گردونه ای عظیم است که… راوی: رضاشاهنگی