داستان آشنایی آزاد و رها با اندیشیا
آزاد و رها، پس از شنیدن نغمه هایی دل انگیز از گیتار در رادیو، تصمیم گرفتند که گیتار زدن یاد بگیرند. آزاد با هیجان، به رها نگاه کرد و گفت: این صدای گیتار است، نه؟ رها لبخندی زد و گفت: بله خیلی جذاب است. فکر می کنی ما هم بتوانیم یاد بگیریم؟




پیام جدید از پشتیبان

















