دیوان حافظ غزل 18 - نسخه کامل
ساقیا آمدنِ عید، مبارک بادت / وان مَواعید که کردی، مَرَواد از یادت در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فراق / برگرفتی ز حریفان دل و دل می دادت برسان بندگیِ دختر رَز، گو به درآی / که دَم و همّت ما کرد ز بند، آزادت شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست / جای غم باد، مَر آن دل که نخواهد شادت شکر ایزد که ز تاراجِ خزان رخنه




پیام جدید از پشتیبان










































