داستان ترسناک*جن یک چشم*
روایتی مخوف درباره انجام کار بدیست که جوانی بنام سیروس مرتکب میشود و باعث انجام بیشتر این گونه کارهای ناروا و ناپسند را بیشتر مرتکب بشوم و این ارتکابها از روزیکه یک کیف قدیمی را از زیر خاک پیدا کردم که،در اون کیف اشیا و جواهر آلات و پول و یک سنگ سیاه ،که نقش یک جن برویش حکاکی شده بود و بابدست آوردن این کیف و




پیام جدید از پشتیبان










































