حکایتی از کلیله و دمنه با نام مرد طمع کار
حکایتی زیبا و لطیف از کلیله و دمنه مردی فقیر در روستایی با خانواده خود زندگی میکرد روزی دستشان خالی بود و چیزی برای خوردن نداشتن مرد در حال قدم زدن در جنگل بود که به گودالی برخورد که در آن میمون و ببر و مار و مرد زرگری افتاده بودن و ادامه ماجرا در کلیپ بالا #ادبیات فارسی #حکایت #قصه #داستان #کلیله و دمنه #مثن




پیام جدید از پشتیبان



































